عید امسال به همراه دختر عمه ام رفتیم پارک
البته اکیپ ما 3نفره بود خودم و مهسا و خواهرم
خلاصه کلی والیبال بازی کردیم بعدشم رفتیم بادبادک بازی که البته یه بار بادبادک داخل درخت گیر کرد![]()
بعدشم کلی ژست انداختیم البته بعد 1ساعت مهمونا زنگ زدن و گفتن میخوایم بیایم خونتون
و ما مجبور شدیم برگردیم![]()

ما را در سایت رمان دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 256